PSB is being developed by Pooya Paridel.

 

دانستنيها

 

 

امور بانوان راه آهن>مقالات

نگاهي مختصر به نقش زن در هنر و تاريخ ايران

آنچه در نگاه كلي به تاريخ زنان ايراني قابل تعمق است ، برخورد فرهنگ اين سرزمين  با ساير ملتها است. چنانچه مي دانيم سرزمين ما ايران در بيشتر ادوار تاريخ مورد حمله و دست اندازي ساير ملل بوده و طبيعي است در مدت تاخت و تاز و استقرار اين ملتها، فرهنگ ما نيز تحت تاثير قرار گرفته است. هر چند طوري كه خواهيم ديد. سنتهاي جامعه ما نيز بر اصول فكري و قواعد فرهنگ آنها تاثير گذارده بدين ترنيب تصويري كه در هنر از زنان ارائه مي شود نيز دستخوش تحول مي گردد. اين تحولات فرهنگي حملات نيروي بيگانه و گاه تسلط آنها بر اين سرزمين ، نفوذ هنر درجوامع ديگر را نيز ميسر ساخته و اگر به نوع ديدگاهها و تلفيقات اين فرهنگها بر مساله زن بنگريم آنگاه خواهيم توانست تغييرات اين تصوير واحد را دريابيم. هر چند كه در كل تاريخ اين مرز و بوم و از هنگامي كه وارد نظام پدر سالاري مي شويم . همواره وجه غالب همانا وجه يكسو نگر و مستبدانه نسبت به زن است.در هر جال براي آنكه زمينه تاريخي ـ هنري زن مشخص گردد به جستجوي آن در مقاطع تاريخي مي پردازيم.

مادرشاهي

در دوره جوامع اوليه، مفهوم خانواده به شكل امروزي ناشناخته بوده و رابطه هيچ زن و مردي اختصاصي و دايمي نبوده است و اصولاً روابط جنسي تابع مقرراتي نبود و از اين جهت امكان تعيين پدر براي هيچيك از نوزادان وجود نداشت. در نتيجه مادر بچه نعيين كننده بوده  و در همه فرزندان يك مادر ، فرزندان خانواده مشترك شناخته مي شدند. اسطوره شناسي و هنر ، زن را در اين دوره تاريخ تاريخي مظهر نعمت و مي دانند چرا كه در اين دوره مادرشاهي فعاليت كشاورزي و ساير اعمال مهم مهم اقتصادي به همت زنان صورت مي گرفت و دوام و بقاي جامعه به دست آنان بود. رياست قبايل به عهده آنان بود مردان از زنان فرمانبرداري داشتند و براي اجداد مادري احترام قائل بودند.

 

زن در دوره ماه

از موقعيت زن و آثارش در دوره سلطنت مادها اطلاعات چنداني در دست نيست. چرا كه اصولاً از اين دوره تاريخي اسناد و مدارك اندكي موجود است با اين همه اختلاف طبقاتي در ميان جامعه و در نتيجه اختلاف زندگي زنان در اين دوره امري بديهي است.

تصوير برجسته صخره اي در سر پل ذهاب (نزديك شهرستان قصر شيرين) كه متعلق به 2000 قبل از ميلاد است.

« آنوباني ني ـ پادشاه لولوپي كه از بوميان درون فلات به شماره مي آمدند» را در حال تعيين مرزهاي كشورش نشان مي دهد . آنوباني ني در برابر خدابانو ايستاده است و پرواز كنان حلقه فرمانروايي را به يك دست تقديمش مي دارد.  و با دست ديگر دو اسير را به دنبال مي كشد. اين نقش برجسته نشانگر سنت مادرشاهي و احترام به خدابانو است . اما آنچه مسلم است در اين دوران در استقرار پدرشاهي تا حدي از حقوق و اختيارات ديرين زنان كاسته شده بود. هر چند كه بر اساس اظهار نظر محققين در يك مقطع زماني ، مادرشاهي ، حاكم بر جامعه بوده است. پيدايش بردگي و وجود برده داري زن را نيز از مقام اول اجتماعي خود كه در نظام مادرشاهي داشت به مقام دوم تنزل داد. بر طبق تصاويري كه وجود دارد زنان در اين دوره مجبور به حفظ حجاب نبوده اند و سرباز و آستين كوتاه ديده مي شدند . تعدد زوجات در ميان مادها معمول بوده و فرزندان آنها تا سن رشد، در ميان زنان حرمسرا محبوس بوده اند. رسم ديگري ازدواج در خانواده سلطنتي دوره ماد ازدواج با خواهر است  و به نظر مي رسد اين امر بيشتر از جهت حفظ سهم و مال و منال زن در داخل خانواده پدرشاهي و جلوگيري از خروج آن است.

 

زن در دوره هخامنشي

در زمان زرتشت ، زنان كماكان از احترام و جايگاهي نسبتاً برابر برخوردار بودند با كمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم آمد و رفت مي كردند و صاحب ملك و زمين مي شدند و در آن تصرفات مالكانه داشتند.  پس از داريوش مقام زن مخصوصاً در ميان طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد . در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد . از ميان لوحه هاي به دست آمده از دوران هخامنشي پيداست كه هيچگاه مزد زن با مرد يكسان پرداخت نمي شده هر چند كه تعداد زنان كارگر به نسبت امروز بيشتر بوده به جهت اينكه مردان بيشتر به خدمت نظامي مي پرداختتند. ازدواج با محارح (مانند دوره مادها) در اين دوره جهت پاك نگاه داشتن خون نژاد خويش جايز شمرده مي شود. البته در اين باره ميان صاحبنظران بحثهايي زيادي است.

عده‌اي مي گويند منظور از مادر ، زن پدر  و منظور از خواهر به طور عام مثلاً دختر عمو و دختر خاله هم است .

شايان ذكر است كه در دوره هخامنشيان با همه توجهي كه به هنر شده است با وجود نمونه ها و آثار ارزشمندي كه در زمينه معماري و مجسمه سازي از اين دوره برجسات ، هيچگاه تصويري از زن ديده نمي شود. مگر وجود زن را در اين جامعه از برخي وسايل تزئيني بتوان دريافت كه آنها نيز در بسياري موارد مورد استفاده مردان بوده است. تنها تصويري كه درباره زنان اين عده به دست آمده نقش برجسته اي است كه زنان بومي عهد پارسي را نشان مي دهد و قطعه اي از فرش پازيريك كه دو تن از زنان درباري را با نديمه هايشان نشاده مي دهد.

 

زن در دوره اشكانيان

زن در اين دوره كم و بيش وضعيتي بسته و جدا از مرد دارد ( در اين عهد طلاق براي مردان جايز نبوده، مگر در موارد محدودي كه قانون تعيين كرده بود. در صورتي كه زن محترمه در صورت عدم رضايت از شوهر به آساني طلاق مي گرفت» . 

ازدواج با محارم در دوره اشكاني هم به چشم مي خورد. مثلاً فرهاد دوم با مادر خود ته آموزاوانيا ازدواج كرد . تاثير و نفوذ فرهنگ غربي در اين دوره كاملاً آشكار است . به طوري كه در آثار هنري اين عهد مي بينيم هنر اشكاني داراي خاصيتي دوگانه و تلفيقي است ونشانه هاي بسياري از هنر يوناني را بازتاب مي دهد. هنرمند چه به لحاظ نحوه تفكر و چه به لحاظ نحوه پوشش زنان، تصويري كاملاً غير ايراني از خود نشان مي دهد.

اين تاثير پذيري در نحوه پوشش زنان ايراني اين عهد، نيز به چشم مي خورد. طراحي برگرفته از لباس زنان عهد اشكاني ، مويد اين مطلب است . بنابراين از اين عهد به دست مي آيد تصويري است عاريت گرفته از جامعه يوناني .

 

زن در دوره ساسانيان

ساسانيان پس از گذشت پنج قرن و نيم توانستند بار ديگر ايران دوره هخامنشي را احياء كنند . هر چند اطلاعات موجود بسيار ناچيز و اندك است اما به خوبي پيداست كه فعاليت سياسي براي زنان ممنوعيتي نداشته، چنانچه زناني را در جايگاه فرمانداري و سلطنت مي بينيم و در تاريخ ساساني به دو فرمانروا برمي خوريم . دو دختر خسرو « پوراندخت و آذرميدخت» .

در حال حاضر بشقاب هاي نقره اي از دوره ساساني به جاي مانده است كه چهره شاهزاده خانم هاي ساساني در آن ديده مي شودو بدين ترتيب مي بينيم كه زنان نيز به عنوان چهره هاي سرشناس و قابل اعتنا در اين عصر مطرح گشته اند. چهره هاي ملموس با نشانه هايي كه بر جنبه زنانگي آن تاكيد دارد و در عين حال چهره هايي مصمم و با اراده ، آنچنان كه از شواهد بر مي آيد زنان طبقه متوسط و محروم براي امرار معاش دوشادوش مردان كار مي كردند. و به غير از زنان طبقه ممتاز ، ديگر زنان ملزم به رعايت حجاب نبودند و به ميل و خواسته خود ازدواج مي كردند. نمودار اين آزادي و استقلال را در آثار هنري اين دوره مي توان مشاهده كرد.

به نظر مي رسد برهنگي زنان در اين آثار هنري ريشه در سنتهاي دوره پادشاهي و اعتقاد به خدا بانو آن دوره بيش از تاريخ دارد و از جنبه ديگر مويد اين نكته است كه زنان هنوز از جايگاه ويژه برخوردار بوده اند ( زن مي توانست عقد قرار داد كند و مسئوليت شركت در كاري را با شوهر داشته باشد. شوهر مي توانست به وسيله يك سند قانوني زن را شريك خود سازد كه در اين صورت زن شريك اموال مي شد و مي توانست مثل شوي خود در آن تصرف كند. )

ازدواج با محارح در عهد ساساني ديده مي شود اما از آن عجيب تر مساله ازدواج استقراضي است كه بر اساس آن شوهر حق داشت يگانه زن خود يا يكي از زنانش را به مرد ديگري بسپارد تا اين مرد از خدمات آن زن استفاده كند. در اين جا رضايت زن شرط نبود . فرزنداني كه از اين ازدواج متولد مي شدند متعلق به شوهر اول بودند. البته لازم بود كه شوهران هر دو هم كيش باشند.

 

زن در دوره استيلاي اعراب

با آنكه زنان در صدر اسلام از قدر و مرتبه بالايي برخوردار بودند و در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي شركت فعال داشتند متاسفانه در دوره هاي بعدي اين امر تا حدودي محدود گشته و بنابر آداب و رسوم هر قومي جلوه اي ديگر به خود گرفت. 

 

زن در دوره عباسيان( 132 تا 656 ه.ق)

بني عباس كه ابتدا به نام انتقال خون شهدا آمدند و بني اميه را قتل عام كردند. پس از چندي روش ظالمانه اي بني اميه را در پيش گرفتند. در اينجا تاثير هنر ساساني به درستي قابل مشاهده است. زناني كه هنرمند تصوير كرده است گويي به نسلهاي گذشته مربوط است و تنها اثري كه از رواج انديشه جديد اسلام در آن مي توان مشاهده كرد همانا مختصري از انتزاع است كه به تدريج در هنر ايراني مطرح مي شوند. زنان همچون دوره بني اميه از زندگي صحرا نشيني به زندگي شهرنشيني كشيده شده و آزادي خود را به طور روز  افزوني از دست مي دادند. قدرت و منزلت زنان تنزل كرده و در خانه ها ماندند در اينجا به جنبه اي از هنر اشاره مي كنيم. كه در بشقاب سفالين با طراحي از يك زن ديده مي شود. چه بسا بسياري از سفالينه هاي منقوش اين دوره و ادوار پيش از آن به دست زنان هنرمند ساخته شده باشند. و در تاريخ هيچ نام و نشاني از ايشان بر جاي نمانده، ليكن مي دانيم زنان در ساختن سفالينه ها دست داشته اند.

 

زن در دوره غزنويان (315 تا 582 ه.ق)

چنانكه مي دانيم ساكنان سرزمين ترك (آسياي مركزي) به كار دامداري اشتغال داشتند و از جوامع بسيار دور افتاده اند و رشد نيافته بودند. در اين جامعه به دليل عقب ماندگي تكنولوژيك محصول مازادي نداشتند . همه افراد قبيله مي بايست  كار مي‌كردند . بدين جهت نقش زن نيز نقش فعالي در امور اقتصادي داشت و هر چند مرد به زن برتري داشت ليكن اين فاصله چشمگير نبود. زنان ترك در جنگها سلام به دست گرفته و مي جنگيدند.

همينطور در سواركاري ، برپاكردن خيمه و ديگر امور قبيله كمتر از مردان نبودند، اما به هنگامي كه اين تركان به ايران رسيدند و عامل اعتقادات مذهبي ايرانيان و رواج سنتهاي اجتماعي تركان، تغييرات زيادي در وضعيت زنان ترك پديد آورد. دست زنان از فعاليتهاي اجتماعي و سياسي كوتاه شد. از معدود زنان برجسته تاريخ غزنوي مي توان به « حره ختلي» خواهر سلطان محمد كه براي روي كار آمدن مسعود فعاليت سياسي مي كرد اشاره نمود. غزنويان چنانكه گفتيم از پيشينه فرهنگي محدود و رشد نيافته اي بر خورداري بودند . بنابراين هنر چندان قوي و متفاوتي نداشتند.

 

زن در دوره سلجوقيان (429 تا 590 ه.ق )

سلجوقيان بر خلاف غزنويان كه تظاهر به ديندار مي كردند چندان پايبند جلب رضايت خلفاي عباسي نبودند . در آثار زندگي خلفاي عباسي نبودند . در آثار زندگي صحرانشيني چنانكه اشاره شد زنان از حقوق نسبتاً بيشتري برخوردار بودند. در دوره سلجوقيان به دليل نفوذ سنن قبيله اي ، زنان كمابيش در كارهاي سياسي مداخله كرده اند. (خانهاي تركستان در كارهاي دولتي با زنان مشاوره مي كردند و صلاحديد آنها به ديگران ترجيح مي داند. ) در اين زمان تصوير زنان را به شكل كاملاض انتزاعي مي بينيم . در حاليكه گرايش هاي متعددي در هنر سلجوقي قابل شناخت است. ليكن آنچه نهايتاً به عنوان سبكي مشخص و معين مطرح مي شود سبكي است كه با وابستگي به ادبيات در عرصه كتاب آرايي ، به عرصه ذوق و انديشه اين عهد مي پردازد . تصوير زنان ديگر نه تصويري ملموس و واقعي كه تصويري ذهني است. وابسته به دنياي مثالي و فارغ از قانونمنديهاي جهان خاكي  . در نمونه هاي هنر سلجوقي زنان را به عنوان فرشتگان در هاله اي از تقدس مي دانيم. و اين سرآغاز يك تلقي ذهني است كه تا قرنها بر هنر ايران حاكميت مي يابد. از زنان معروف اين عصر يكي تركان خاتون همسر ملك شاه است و مهستي گنجوي نيز از بزرگترين زنان عصر سلجوقي است . وي شاعره‌اي فاضل بود كه در گنجه متولد شده بود. مهستي معاصر خيام و نظامي بود. وي بنا بر عادت زنان ترك ، خود را اسير سنتهاي مرسوم نساخت و آزادي را پيشه كرد. پيداست كه سنت شكني از جانب يك زن با چه تهمت و اهانتي مواجه خواهد شد. اما يكي ديگر از حركتهاي تاريخي كه ديدگاه هاي متفاوتي در مورد زنان مطرح ساخت جريان اسماعيليان بود كه در پي ايجاد جامعه اي آزاد و برابري و مساوات بود.

( اسماعيليان زن را برابر و همسان با مرد مي دانستند . زنان اسماعيلي مستقيماً ماموريت هاي خطرناكي را مرد آسا انجام مي دادند. )

 

زن در دوره خوارزمشاهيان

زنان خوارزمشاهي نيز چون ديگر قبايل ترك موقعيت اجتماعي برتري داشتند و در كار دامداري و كشاورزي و امور اجتماعي و سياسي دوش به دوش مردان فعاليت داشتند . نمونه افرادي وجود دارد كه در سياست فعاليت مي كردند. البته با اين حال وضع عموم زنان به تدريج رو به محدوديت و محروميت رفته و آنان از هر كار مفيد منع شدند و به غير از عده اي بسيار قليل ، كسي از زنان امكان تحصيل و پيشرفت نداشت .

 

زن در دوران مغولان

موقعيت مغول مانند تركان بود، آنان نيز دامدار بودند و همواره در حال حركت و از ساختن خانه و برج دوري مي كردند . زن و مرد با هم كار مي كردند و پوشش زنان و مردان فرقي نداشت. زنان مغول در تيراندازي و سواركاري چون مردان آزموده بودند و در جنگاوري مردان را همراهي مي كردند. هيچ فعاليتي حتي رياست ايل، شكال  و جنگ به تنهايي اختصاص به مردان نداشت .

تصاويري منقوش بر كاسه ها وجود دارد كه نشانگر مشاركت زنان در اين ادوار است. بطوريكه مي بينيم زن در موقعيتي تقريباً برابر است . در حالي كه سوار بر مركب و بدون پوشش كامل به تاخت و تاز مي پردازد. هر چند شيوه طراحي پيكره ها، شيوه اي انتزاعي است ليكن كاملاً مشخص است كه هنرمند فرد معني را در نظر داشته و وي را مطابق رسوم رايج جامعه مطرح مي سازد. ( در حقيقت تصويري كه از زن به دست مي دهد ، در عين انتزاعي بودن، تزئيني كننده  نمي باشد . و از آن به مثابه آرايش سطح استفاده نشده است ) زنان در اين عهد از موقيعت نسبتاً محترمانه اي برخوردار بودند چنانچه در غياب شوهر رئيس و سرور خانواده محسوب مي شدند. و اين وضع كم و بيش از ايلات و عشاير دوره هاي بعدي حتي در دوره قاجار در ايران قابل مشاهده است .

تعدد زوجات در ميان مغولان به ويژه در ميان اشراف و بزرگان چادرنشين ممنوع نبود. ليكن معمولاً مردان بيش از يك زن نمي گرفتند. در مورد تعدد زوجات مي بايست اشاره كرد كه در ميان مغولان ابتدا عقد و و نكاح به مفهومي كه براي ايرانيان شناخته شده بود ، معمول نبوده و حتي چند شوهري در ميان ايشان به چشم مي خورد. بنابراين در دوره حكومت مغولان در ايران زنان از موقعيت نسبتاً بهتري برخوردار شدند. بانوان مغول حجاب نداشتند و حتي پس از گرويدن به اسلام كمتر به حجاب توجه نمودند . زنان مغول نه تنها در زماني كه رسماً فرمانروا بودند. بلكه حتي در مواقع ديگر در امور مملكت دخالت داشتند . زنان خانواده خان در ميهماني هاي رسمي و مراسم انتخاب خان شركت داشتند.

به طور كلي زنان حرمسراي مغولان و تيموريان نيز بر خلاف دوره هاي قبل از حقوق و آزادي بيشتري برخوردار بودند .در فعاليتهاي بزرگ درباري ، خانم هاي درباري همواره حاضر بودند و پا به پاي مردان در بزم ها مي خوردند و مي آشاميدند . پس از حمله مغول به ايران به طور محسوسي از شدت و فشار برخي طبقات به زنان كاسته شد و درياساي چنگيزي به لزوم همكاري زن و شوهر و رفع اختلافات داخلي خانواده اشاره رفته است و همچنين بر اساس همين ياساي چنگيزي » به سقط جنين در اثر بد رفتاري و كنك جريمه تعلق ميگرفته و به تعدادماههاي جنين شوهر مجبور بود چهارپايان در اختيار او بگذارد.

طبق گفته هاي ماركوپولو درباره مشاغل زنان مي خوانيم كه راندن ارابه ها و قرار دادن چادرهاي متحرك ر وي ارابه ها و برپاداشتن چادرها ، دوشيدن گاوها، درست كردن كره و پنير و دباغي پوست حيوانات و دوختن آنها با ريسمان به عهده زنان است. طبق ياساي چنگيزي هنگامي كه مردان عازم نبرد مي شدند، زناني كه در اردو مي ماندند همه كارهاي مردان را نيز مي بايست انجام دهند. اما هنگامي كه مغولان در ايران مستقر شدند و به اسلام گرويدند فعاليت زنان كاملاً محدود گرديد و ديگر زنان حق مشاركت در جلسات دولتي را نداشتند. در واقع برخورد اين دو فرهنگ سنن هر دو جامعه را تعديل كرد. برخي از سنتهاي مغولان در وضعيت زنان در ايران تغييرات كوچكي ايجاد نمود و برخي سنت هاي قومي و مذهبي ايرانيان موقعيت زنان مغولي را دچار تغيير كرد. به طوري كه رفت و آمد زنان در كوچه و بازار به نسبت دوره هاي ديگر آزادانه تر و محترمانه تر صورت مي گرفت. اصولاً مغولان در مورد مذهب هيچ تعصبي نداشتند.

 

زن در دوره تيموريان

در دوران تيمور زنان مخصوصاً زنان غير مسلمان حقوق و امتيازات بيشتري داشتند. زنان تاتار در زمان تيمور حق ماليكت داشتند و در جشن ها و شادي ها با شوهران شركت مي كردند .  از نظر وضع حجاب نيز چون ترك بودند خود را ملزم به رعايت آن نمي دانستند . تعدد زوجات در زمان تيموريان نيز رايج بود و مرداني كه توانايي مالي داشتند بيش از يك زن اختيار مي كردند. زنان حرمسراي تيمور به شيوه زنان مسلمان رفتار نمي كردند. و عادت و رفتار آنان بيشتر شبيه اعمال زنان مغولي بود . آثار هنري به جا مانده از عهد مغولان و تيموريان نشان از فرهنگ دوسويه كه تلفيقي از آداب و سنن جامعه ايراني كهن ، جامعه  اسلامي  ، جامعه قبيله اي مغولان و برخي سنت هاي جامعه چين است. كه از طريق مغولان وارد ايران شده بود. از اين دوره تا اواخر دوره صفويه هيچ تصوير طبيعي و محسوس از ايشان در هنر ارائه نمي شود و زن نه تنها فاقد هر گونه نمود تزئيني است بلكه به سمبل و نمادي از يك سلسله مفاهيم ذهني تعبير مي شود . ديگر نه برهنگي او برهنگي جسماني است نه زيبائي اش و نه عشقش . 

 

زن در عهد صفويه (905-1148 ه.ق)

ديديم كه چگونه تاثيرات دو دوره قبل در ايران نيز ريشه دوانيد . و حتي در قلعه الموت ادعاي آزادي كامل زنان شد و زنان در به دست آورد مساوات و عدالت در جامعه به مبارزه برخاستند . حضور طولاني مغولان در ايران زمينه هاي بيشتري را براي پذيرش عموم مردم نسبت به سنت هاي تركان ايجاد نموده بود. بطور كلي مي توان مشاهده نمود كه پس از حمله مغول از فشار جامعه پدرسالار بر زنان بطور محسوسي كاسته شد. اما بتدريج كه قدرتمندان جديد طعم ثروت و مكنت را چسبيدند و از سويي با فرهنگ پدرسالاري ايرانيان آميخته شدند بار ديگر موقعيت زنان نزول كرد. با تشكيل سلسله صفويه بعد از  گذشت قرن ها بار ديگر ايران توانست وحدت مركزي و مذهبي را به دست آورد و بدين گونه وارد دوره جديدي از حيات خود شد.

در دوره صفويه به تدريج از فعاليت زنان كاسته شد و سواركاري و تيراندازي به فراموشي سپرده شد . چادر و روبندهانداختن از زمان شاه طهماسب رواج يافت . تاريخ هنر نگارگري در عهد صفوي تاريخي پر تحول و متنوع است . مقطعي از تاريخ هنر ايراني است كه بصورت وسيع و گسترده بر دوره هاي بعدي خود اثر مي گذارد.  

سنتهاي نگارگري ايران كه از چند قرن پيش به شكل منسجم و مستحكم شكل گرفته بود . در اوايل اين دوره به داوم ثبات پيشين باقي است. ليكن در اين سير تحول تاريخي اين عهد به آثاري از هنرمندان متاخر بر مي خوريم كه چهره اي كاملاً دگرگون از زنان را ارائه مي دهد كه ديدي ملموس و طبيعت گرايانه نسبت به محيط اطراف و من جمله نسبت به زنان است.

 

زن در دوره افشاريه (1278 ـ 1148 ه.ق)

در اين دوره اثار زيادي ديده نشده .

 

زن در دوره زنديه (1209 تا 1164 ه.ق)

وضع زنان در دوره زنديه در واقع ادامه موقعيت اجتماعي ايشان در دوره نادر بود. تاريخ زنديه همچنان تاريخي مذكر است و سنت هاي جامعه پدرسالاري هنوز به استحكام گذشته باقي است . در اين دوره نيز تعداد زناني كه بتوانند در جامعه قد علم كرده و از توانايي ها و امكانات خدادي خود استفاده كنند بسيار اندكنند . از اين نوع سنت شكن زني بود فاضل و هنرمند به نام فاطمه كه بيست هزار و بيت شعر از اشعار شعراي پيشين و در زمان خود را از بر داشت . مردم كوچه و بازار، فاطمه را به خاطر همين فضل كمالاتش ملا لقب داده بودند. سنت نقاشي زند و قاچار ( در ابتداي تشكيل سلسله قاجار ) سنتي به هم پيوسته و در بعضي نقاط مشترك است.

 

زن در دوره قاجار (1345 ـ 1193 ه.ق)

كم و بيش همه ما به وضعيت سياه اين دوره و بخصوص موقعيت جانگاه سركوبگر و تاريك زنان قاجار آگاهيم. وضعيتي كه تاوانش را چندين نسل ، چه مرد و چه زن پرداخته اند. براي توصيف درد و رنج عميق و سركوبي كه طي اين دو قرن بر زنان اين مرز و بوم رفته است. ناچار به پرداختي دقيق تر هستيم. بايد گفت: در جامعه پدرسالار عهد قاجار چنانچه اشاره رفت ، زن نه تنها مقام و منسبي نداشت، بلكه حق هيچ گونه مشاركت در زندگي اجتماعي هم نمي يافت ستم تاريخي از بدو تولد بر دوش نوزاد مونث سنگيني مي كند. در ميان بي عدالتي هاي بسيار، بي بي خانم وزير اف ( قرن چهاردهم هجري) از نخستين بنيان گذاران مدارس دخترانه در ايران است . وي دختر موسي وزيراف و همسر موسي خان ميرپنج بود. بي بي خانم در سال 1324 مدرسه دوشيزگان ايران را تاسيس كرد.

آنچه در هنر و تاريخ مدون و قابل ارجاع ، در دسترس است، مربوط به الگوي درباري است و ما بازتابي از زندگي مردمان متوسط و محروم جامعه را در هنر قاجار نمي توانيم بيابيم مگر كم و بيش در برخي نقاشي هاي كمال المللك كه سعي داشته به شيوه اي نسبتاً رئاليستي به واقعيت هاي معاصر خود نگاه كند و آن هم البته باز با ديدي بسته و محدود بنابراين و با اين پيش فرض ابتدا به موقعيت زنان درباري مي پردازيم كه همانطور كه گفته شد با وجود آنكه تعداد بسيار محدودي از جمعيت زنان را تكشيل مي دهند اما به سبب توجه تاريخ نويسان و هنرمندان وهم از آن جهت كه به نحوي به عنوان الگوي زن دوره قاجار محسوب مي شوند. قابليت بررسي دقيق تري را دارند .  مساله تعدد زوجات و تشكيل حرم سراها قدمتي ديرينه دارد. و سابقه تشكيل اولين حرمسرا به اغاز دوره پدرشاهي مي رسد. اما پديده اي كه در دوره قاجار با آن مواجهيم كم و بيش در ادامه سنت هاي صفوي قرار داد.

بحث مشاغل براي زنان در اين دوره منظور مشاغلي است كه زنان به جهت نياز مالي و گاه از سر تفنن در منزل انجام مي دادند، هيچگاه نمي توانست موجبات ارتباط اجتماعي را فراهم كند البته منظورمان زنان شهري است نه زنان روستايي كه الزاماً در امر كشاورزي و دامداري فعاليت داشتند .  

شغلي كه در اين دوره زنان بسيار به آن مي پرداختند و در نقاشي ها به جا مانده است حرفه مطربي و رقاصي بود كه البته آوردن مطرب و رقاص بيشتر در انحصار دربار بود. و گويا اين شغل در ابتدا جنبه هنري داشت و بتدريج به ابتذال گراييد.

در زمان امين الدوله پنج و يا شش پيانو بيشتر در تهران نبودو كمتر كسي از نواختن آن سر رشته داشت. شاه عصمت الدوله تبسم نامي از كنيزانش را به آن داشت تا نزد سرور الملك ، پيانو بياموزد. و او هر چند مشق مي كرد. به عصمت الدوله نيز بياموزد . اين كار بين خانم هاي اندروني شهرتي به سزا يافت. شاه را نيز خوش آمد و هر هنگام كه عصمت الدوله مي نواخت خانمي كه از عهده خواندن بر مي آمد آغاز خواندن مي كرد.

در اواخر اين دوره، موضوعات نقاشي نيز بتدريج تغيير كرده و از به تصوير كشيدن داستان هاي متون ادبي و مضامين مذهبي تبديل به موضوعاتي متنوع شد كه تا مصور كردن داستان هاي مسيحيت پيش رفت. در اين ميان ناگزير تصوير زن نيز مورد تحولات چشمگيري قرار گرفت. و با ماديت بخشيدن به همه پديده هاي زندگي، بي ترديد هويت زن نيز هويتي مثالي و شعرگونه كه تصويري واقعي تر بود، تصويري كه به لحاظ نگاه مردان آن روزگار با همه تلفيقات درست و نادرستي كه از او داشتند و با همه توقعاتي كه از ماهيت يك زن داشتند، منطبق بود. همين خواستها و تلقيات در هنر اين دوره نيز آشكار مي شود. و بنابراين تصوير زن نيز دستخوش تحولي عميق مي گردد. كه خاستگاه اين تحولات اخير در نگارگري را بايد در دوران صفوي و ارتباط آن با كشورهاي همسايه و روابط متقابل فرهنگي و هنري با غرب جسب و جو كرد. يكي از موضوعاتي كه مكرر مورد توجه و سفارش نقاشان درباره فتحعلي شده بود زنان رقصنده و نوازنده است. غالباً اين تصاوير براي تزئين و آرايش تالار به كار مي رفته . نقش زن در طول ادوار مختلف تاريخي، دچار تحول گرديده و برداشت متفاوتي را ارائه مي دهد. گاهي اين نقوش اشكالي نمادين به خود گرفته و گاه به سمت طبيعت گرايي رفته است. ولي تصوير زن در هنر قاجار و به طور مشخص در صنايع دستي اين دوره عمدتاً تحت تاثير هنر اروپاست و در نتيجه شخصيت و روحيات ديگري را بيان مي كند. كه قرابت چنداني با زن ايران ندارد . هر چند خصوصيات نگارگري ايران را هنوز در آن مي توان ديد. قاليچه هايي كه موضوع آنها را زنان زيبا تشكيل مي دهند، يكي از گروه هاي كوچك قاليچه هاي تصويي مي باشند اين قاليچه ها در يك محدوده زماني پنجاه ساله كه مصاف با برخي از رويدادهاي اجتماعي در ايران است، بوجود آمده اند. از اهم اين رويدادها در رابطه با قاليچه ها، اخبار و ارمفان هايي بود كه مسافران ايراني در بازگشت از فرنگ درباره زنان اروپايي با خود مي آورند.

چگونگي زندگي زنان اروپا و هويدا شدن آنها با سر برهنه در كوچه و خيابان ، از شنيدني هاي آن زمان بود.  مخصوصاً وقتي اين گونه تعاريف با عكسها و كارت پستالهايي همراه بود، زنان زيباي فرهنگي را نشان مي داد ( تصاوير تخيلي را نشان مي داد ( تصاوير تخيلي كه نقاشان ايراني از زنان مي كشدين با اين تصاوير، تفاوت هاي زيادي داشت) از اين رو اين تصاوير چاپي، موجبات حيرت و تحسين بسياري را فراهم مي كرد . چه در آن زمان زن در ايران، در چادر و انواع روبنده محصور بود وشكل و اندمش كمتر به چشم مي خورد.



 

 

موضوع موفقيت چيست ؟......
 

جستجو در :
تمام سايت
سايت بانون
جست‌وجو در آرشيو

 
 عضويت
 لغو عضويت


پيشنهادات و انتقادات :: صفحه اصلي :: معرفي کتاب